محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1318

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

نام نيك و مآثر معظمهء اروغ بافروغ مشار اليهم خلّد اللّه ملكهم را مخلّد مىسازد به منزلهء نتيجه مىباشد . چونكه چنين است و فايدهء ترتيب آن صغرى و كبرى ، اين مىتوانم گفت كه به منتهاى آرزو و مأمول خود نايل آمده ، و مسئول و مقصود خويش را حاصل كرده لهذا - از بخت شكر دارم و از روزگار هم - و اگر اين تاريخ قاجاريّه كه جلد سيّم منتظم ناصرى است به وضع مجلّدات سابقه سال به سال ، ولى مفصّل و مبسوط چنان كه شروع نموده بعون اللّه تعالى به پايان رسد ، عنايتى است كه از الطاف خفيّهء خداوندى شامل حال و مورث ازدياد خوش‌بختى و اقبال اين بىمقدار گشته ، و به نحو اختصار و اجمال ، دينى كه از سلاطين بزرگوار قاجار به واسطهء بذل نعم وافره ، و عواطف متكاثره ، بر ذمّت و رقبهء اين بنده و آباء و اجداد است ادا شده ، و ارباب خبر دانند كه پدران و نياكان مؤلّف نيز چون خود در اين دودمان خلافت‌نشان همواره با عزّ و شأن به خدمت مشغول و به احسان و اكرام مشمول بوده‌اند و در مقابل آن نعمت بىقياس اين خدمت قليل عرض تشكّر و سپاس است . پوشيده نيست كه جلد دويّم منتظم ناصرى به شرح وقايع سنهء هزار و صد و نود و سه كه سال انتقال كريمخان زند است ختم شد و اين مجلّد مىبايد به حوادث سنهء هزار و صد و نود و چهار ابتدا شود ، امّا اگر قبل از شروع به آن وقايع ، تمهيد مقدّمه‌اى ننمايد چنان كه بايد و شايد كتاب جامع نباشد و مرام كامل نگردد . چه ذكر نسب جليل فرخنده ايل قاجار و بيان سير و آثار معظمهء اسلاف و آباى ملوك كامكار اين سلسلهء عليّهء باتمكين و وقار ، در اين محلّ و مقام از رؤس مسائل و معظمات مطالب و مهام است ، تا اهمالى در اين باب نشود و اغفالى در فتح ابواب و بسط اسباب به كار نرود بدوا به ايراد مقدمه مىپردازد تا كار را بر مطالعه‌كنندگان سهل و آسان سازد اين تأليف به درستى و راستى وافر گردد ، و فقط همين مجلّد براى استدراك كليّهء منظور و مقصد كافى باشد . همچنين مخفى نماند كه درين كتاب نيز همان سبك و طريقه را كه در مجلّدات سابقهء منتظم ناصرى اختيار كرده‌ايم ملحوظ و مرعى خواهيم داشت ، يعنى پس از اتمام و تحرير وقايع داخلهء ممالك محروسه ، و نگارش سير ملوك معظّمه ،